جليل عرفان منش
81
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
گرفت . « 45 » ناصر خسرو كه در مسير سفرش به ارجان آمده از اين شهر ديدن كرده و چند روزى در اين شهر مانده است . « 46 » شهر ارجان قديم در حوالى بهبهان كنونى واقع بوده است . فرصت الدّوله در آثار العجم ، فاصلهء بهبهان تا ارجان را در سمت شرقى ( بهبهان ) يك فرسنگ « 47 » و فارسنامهء ناصرى ، به مسافت نيم فرسنگ در سمت جنوبى آن ذكر مىكند . « 48 » لسترنج از بهبهان در فاصلهء چند ميلى پايينتر از ارجان در كنار رودخانهء طاب نام مىبرد . « 49 » وى مىنويسد : در قرن چهارم ارجان شهرى بزرگ بود . مسجدى خوب ( احتمالا مسجد امام رضا عليه السّلام ) و بازارهاى معمور داشت ، نزديك شهر دو پل سنگى معروف ، بر روى رودخانهء طاب ، ساخته شده بود كه از روى آن پلها به خوزستان مىرفتند و هنوز آثار آنها باقى است . بناى يكى از آن دو پل را منسوب به ديلمى پزشك حجّاج بن يوسف حاكم عراق در زمان امويان دانستهاند و اصطخرى دربارهء آن پل گويد : يك طاق دارد كه عرض آن هشتاد گام و بلندى آن چنان است كه مردى شترسوار با بيرقى در دست مىتواند آزادانه از زير آن عبور كند ، اين پل كه « پول ثكان » ناميده مىشد به فاصلهء يك تير پرتاب از شهر ارجان در سر راه سنبل واقع بود . پل دوم بيش از سه هزار ذراع طول داشت و از بناهاى زمان ساسانيان بود و پل خسروى « قنطرة الكسروية » ناميده مىشد و سر راه قريهء دهليزان قرار داشت . « 50 » بهبهان در زمان قديم شاهراه ارتباط خوزستان و فارس بوده و از نواحى فارس به شمار مىآمده است « 51 » ولى اكنون جزء خوزستان است . « 52 »
--> ( 45 ) - ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 124 . ( 46 ) - ناصر خسرو ، سفرنامه ، ص 165 . ( 47 ) - فرصت الدّوله ، آثار العجم ، ص 410 . ( 48 ) - فسائى ، فارسنامهء ناصرى ، 2 / 900 . ( 49 ) - لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 291 . ( 50 ) - ابن حوقل ، صورة الارض ، ص 44 ، 5 - 54 ، 64 ؛ لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 190 و 191 . ( 51 ) - زركوب شيرازى ، شيرازنامه ، ص 23 . ( 52 ) - مصطفوى ، اقليم پارس ، ص 140 .